محمد بن جرير الطبري (مترجم: جمعى از علماء در نيمه دوم قرن چهارم)
824
جامع البيان عن تأويل آي القرآن (تفسير طبرى) (فارسى)
31 - بگو يا محمّد مر بندگان مرا آن كسان كه بگرويدند : بپاى دارند نماز فريضه را ، و هزينه كنند - يعنى صدقهء واجب بدهيد - از آنچه دادهايمشان « 1 » بنهان و آشكارا از پيش آنك بيايد روزى كه نه خريدن باشد در وى و نه فروختن و نه هيچ دوستى منفعت كند « 2 » * 32 - خداى عزّ و جلّ آن خداى است كه بيافريد آسمانها را و زمين را ، و فرو فرستاد از آسمان آب باران ، پس بيرون آورد بدان آب از ميوهها روزى مر شما را ، و فرمان بردار كرد شما را كشتى تا مىرود اندر دريا بفرمان او ، و فرمان بردار كرد شما را جويها * 33 - و فرمانبردار كرد مر شما را آفتاب را و ماه را هميشه رونده ، « 3 » و فرمانبردار كرد شما را شب را و روز را * 34 - و بداد شما را از هر چه خواستيد از وى ؛ و اگر برشمريد نعمتهاى خداى را نتوانيد شمردن آن را . حقّا كه مردم - يعنى كافر - ستمكار و ناسپاس بود * 35 - و ياد كن چون گفت « 4 » ابرهيم عليه السّلام : اى بار خداى بكن اين شهر را - يعنى مكّه را - جاى بىبيم و هراس ، و دور دار « 5 » مرا و فرزندان مرا كه نپرستيم « 6 » بتان را * 36 - اى بار خداى من كايشان گم راه شوند و بىراه كنند « 7 » بسيارى را از مردمان ، هر كى پس روى كند مرا او از منست ، و هر كى نافرمان
--> ( 1 ) - و هزينه كنند زانچه روزى كرديمشان . ( خ ) - و هزينه كنند از آنچه روزى داديمشان . ( صو ) ( 2 ) - كه خريد و فروخت نباشد اندران و نباشد دوستى . ( صو ) - كه نباشد خريد اندران و نه دوستى . ( خ ) ( 3 ) - پيوسته هر دو . ( صو ) - هميشه . ( خ ) - پيوسته . ( نا ) - ترجمهء « دائبين » ( 4 ) - و چون گفت . ( صو ) - كه گفت . ( خ ) ( 5 ) - اين شهر را ايمن ، و باز دار . ( خ ) ( 6 ) - بپرستيم . ( خ . صو ) ( 7 ) - ايشان گم گردانيدند . ( صو ) - اين بتان بىراه كردند . ( نا )